دلیل مرحوم خراسانی بر مختار خود : مرحوم خراسانی فرمودند که وضع حروف در مستعمل فیه و موضوع له عام می باشد. اما این نکته مسلم است که هرکدام از این هایک سری مختصات دارند که وجه امتیاز بحساب می ایند. مرحوم خراسانی از وجود این خصوصیات در حروف جواب میدهند که ان خصوصیات فرضی موجود در حروف گرچه باعث می شود که معانی حروف  در مقام استعمال و انطباق لفظ با معنی جزئی خارجی باشد. اما بحث ما مربوط به این مقام نیست چون مقوله وضع غیر از مقوله استعمال می باشد.و لذا وضع حروف هم بمثل اسماء در اکثر موارد کلی و عام می باشد. مرحوم مشکینی در حاشیة بر کفایة 1 ص83 چند صورت از این موارد عام بودن وضعحروف را نام برده اند و فرموده کما فی الحروف الواقعة فی تلو  الامر والنواهی  و ما فی معناهما غالبا. و کذلک اذا وقعت فی تلو الاخبارات الحالیة و الاستقبالیة فی الغالب. در همه این مراد حروف برای عام می باشد. بعد حضرت ایشان در مورد جزئیت حروف هم فرموده  نعم یصح دعوی الجزئیة فی الاخبارات الماضيةاین هم به حسب همان قانون الشئ ما لم يتشخص لم یوجداست. و کذا مما وقع فی تلو الطلب مثل کن فی مکانک و فی تلو الاخبارات الغیر الماضية.. . اذا کان المراد الابتداء من النقطة الخاصة.  بعد از بیان مواردی از عمومات  و خصوصیات حروف که هم برای وضع خاص استعمال شده و هم برای  وضع عام  در مقام بیان ادعای کثرت موارد وضع عام در حروف   ازطرف مرحوم خراسانی می فرماید  و مما ذکرنا یظهران التقیید بالکثرة فی کلام المصنف قدس سره لا وجه له. شاید مراد مرحوم خراسانی از خصوصیت موهمه همان حالت استعمال باشد که در مقام تطابق لفظ با معنی موجب جزئی خارجی وضع حروف می شود.  چون بحث در مستعمل فیه و موضوع له است که مربوط به امور خارجی است. مرحوم خراسانی هم جزئیت را به خارجیة بودن مقید نمود و مجرای نزاع هم بنا چار باید در وضع تعیینی باشد. چون تعیّنی که در اختیار فردی نمی باشد. البته با قید صرف الوجودی میتوان در وضع تعیّنی هم این نزاع را قابل جریان دانست.مرحوم بروجردی در مورد منشأ خصوصیت حرفی را در حاشیة بر کفایةالاصول1ص22 فرموده ان الخصوصیات و المشخصات الوجودیةانما تکون من قبيل المتعلقات و تکون خارجة عما هو الموضوع له والمستعمل فیه . مرحوم فیروز ابادی در عنایة الاصول 1 ص22 وضع در حروف را همیشه عام دانسته و اول فرموده فکثیرا ما لا یکون المستعمل فیه فیها کذلک که خاص نمی شودبعد فرموده  اقول  بل مطلق لا یكون المستعمل فیه فیها کذلک حتی فیما اذا وقع فی تلو الخبر باز هم برای عام می شود. میتوان گفت که يك نحوه تعریض به مرحوم قوچانی و خود مرحوم خراسانی است. حضرت استاد سبحانی در ارشادالعقول 1 ص55 اول چکیدهء فرمایش  مرحوم خراسانی را این چنین عنوان داشته که ذهب الخراسانی الی ان المعاني الحرفیةو الاسمیة متحدة جوهراً.... و ان الاستقلال در اسماء و الالية در حروف  خارجان عن حریم المعنی  و حقیقته  و انهما یعرضان عندالاستعمال بعد هم در مورد علل گرایش مرحوم خراسانی به این نظریه سه مورد را مطرح نموده  1-  لزوم تعدد اللحاظين عند الاستعمال اگر حروف خاص باشد 2- عدم انطباقه علی الخارج لکون جزءالموضوع امراً ذهنیاً در حروف  3- لزوم کون لحاظ الاستقلال الیة جزءاً للمعانی الاسمیةکه لازمه اش خاص بودن اسماء می باشدکه بر خلاف موازین متفق علیه است. بعدتفاوت نظریه خراسانی با مشهور را در مورد وضع حروف و معنی را این چنین تلخیص نموده که در نظریه مرحوم خراسانی  ان الاسماء والحروف موضوعة لمعنی واحد معرّی عن کل قید آلی و الاستقلالی و کلاهما يعرضان علی المعنی فی درجة متأخرة عن الوضع اما در نظریه مشهوری استقلالیست در اسماء من صميم المعنی .... و جوهره. کما ان الآلیة....مقدم للمعنی الحرفی بحیث لو حذفت.... لما بقی للمعنی الحرفی اثر که خیلی نکات خوب و دسته بندی و تجزیه شده می باشد  حضرت استاد مکارم شیرازی در انوارالاصول1 ص60 در امر چهارم درمورد فرق معانی حرفیه و اسمیه فرموده فالفرق بینهما جوهری لیس منحصراً فی مجرد اشتراطه الواضع که تنها در وضع تعیینی کاربرد داشته باشد. کما ذکره المحقق الخراسانی که به نکته خوبی اشاره دارند . خلاصه این که نظر مبارک مرحوم خراسانی در وضع حروف و امثال حروف  این شد که وضع و موضوع عام می باشد و اما مستعمل فیه خاص می باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 11:49  توسط محمد حسین صالحی   |